محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
46
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
فرمانى جداگانه ، با تأكيد و تهديد به زدن تازيانه ، از مسلمانان خواسته است كه به حريم « وجّ » ( طائف ، سرزمين ثقيف ) ، نزديك نشوند . هيچ كس بىاجازهء مردم طائف ، حتّى حقّ عبور از آن سرزمين را ندارد . اين همه سفارش دربارهء مردم ثقيف براى آن بوده است كه پيامبر خدا ( ص ) ، پى به دليريها ، كارآييها و پايداريهاى آنان برده بود . نوشتهاند : آخرين قبيلهء عرب كه به اسلام گرويد ، قبيلهء ثقيف بود و نخستين گروه از تازيان كه پس از رحلت پيامبر اسلام ( ص ) در روزگار « ردّه » بر اسلام خويش ، پايدار ماندند و در برابر دشمنان اسلام ، از آن دفاع كردند ، مردم ثقيف بودند « 105 » . 4 . دعوت به اسلام : در همهء نامههايى كه پيامبر به سران كشورها نوشته است ، فرا خواندن آنان به توحيد و اسلام ، آشكارا به چشم مىخورد . در اين نامهها ، از هيچ يك از سران كشورها ، به نام پادشاه ياد نشده است . زيرا به باور پيامبر ، پادشاهى و فرمانروايى راستين از آن مسلمانان بوده است « 106 » . در اين نامهها ، از همهء آنان خواسته شده است كه خود بزرگ بينى را كنار گذارند و به آيين اسلام بگروند . در آغاز يا پايان همهء اين نامهها ، جملهء « و السّلام على من اتّبع الهدى » ، ديده مىشود . در برخى از اين نوشتهها آمده است : در صورتى كه وى ( گيرندهء نامه ) ، به اسلام بگرود ، حكومتش بر جاى خواهد ماند ( ش 37 ) . در بيشتر اين نامههاى سران ، خطاب به گيرنده ، نوشته شده است : چنانچه به اسلام نگروى ، گناه مردم كشورت به گردن تو خواهد بود . ( ش 22 به نجاشى ، ش 26 به هركليوس ، ش 49 به مقوقس ، ش 53 به خسرو پادشاه ايران ) . پيامبر اسلام ( ص ) در نوشتههاى خود ، جنبههاى بلاغت را از نظر دور نمىداشته و همواره متن نامههاى خود را برابر با اندازهء آشنايى و ناآشنايى گيرندگان آنها به زبان تازى ، و نيز در خور دريافت و توان درك گيرندگان ، مىنوشت . از اينرو ، متن نامههاى پيامبر ( ص ) براى فرمانروايان غير عرب ، كوتاه و ساده است . براى نمونه ، در نامهء خود به خسرو پرويز شاه ايران ، چنين مىنويسد : من محمّد رسول اللّه إلى كسرى أبرويز عظيم فارس : سلام على من اتّبع الهدى و آمن باللّه و رسوله و شهد أن لا له لا اللّه وحده لا شريك له ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله . و أدعوك بدعاء اللّه فانّى أنا رسول اللّه . . . فأسلم تسلم ، فإن أبيت فإنّ إثم المجوس عليك . » ( ش 53 ) . متن نامههاى پيامبر ( ص ) به هركليوس ، امپراتور روم ، نجاشى پادشاه حبشه ، و مقوقس كارگزار امپراتور روم در اسكندريهء مصر نيز نزديك به متن همين نامه است . امّا هنگامى كه گيرندهء نامه يكى از فرمانروايان عرب است ، با آنكه متن نامه چندان بلند نيست ، ولى جملهها و واژهها ، پيچيده و دشوار است « 107 » . بدين سبب است كه متن اين گونه نامهها ، در
--> ( 105 ) . الأعلام ، زركلى 2 / 85 . ( 106 ) . التّراتيب الإدارية ، كتّانى 1 / 142 . ( 107 ) . كتاب الصّناعتين ، أبو هلال عسكرى ص 160 و 161 . نيز بنگريد : ( ش 133 ، 136 ، 157 ) .